باسمه تعالی
جایی بودیم که پدری با دخترک کوچیکش هم در جمع ما بودند .
پدر از این دخترک ناز پرسید : دخترم ! بابایی رو چقدر دوست داری ؟
دخترک معصوم جواب داد : همون قدر که خدا دوستت داره !!!
پدر نگاهی آمیخته به تحسین و شرم به دخترکش انداخت و نگاهی شرمسارانه هم به ماها و چشماش به اشک نشست .
پاسخی داد که یه توش یه دنیا پند و اندرز و حکمت و عبرت هست .
پاسخی داد که بسیار کوتاه و گویا بود .
پاسخی داد که انگار همه ی ما مخاطبش بودیم .
پاسخی که همه مونو بیدار کرد ....خدا کنه دوباره خواب غفلتمون نبره !
راستی ...
خدا چقدر دوستت داره ؟؟!!
+ نوشته شده توسط قُمری در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت
8:26 قبل از ظهر |

