نمی دانم چه شد که بذر کلمات را دوباره این جا می ریزم .
شاید مظلومیت زندانی اهالی غزه ...اهالی شیون ! اهالی محرّم امروز !
شاید برای اشک هایی که غزل حزن انگیز و خفه ی آن کودک فلسطینی را بیان می کند .
تنها او نیست . این شتر یست که قرار است در خانه ی همه بخوابد . آسیاب به نوبت !
اگر تلمود یا حتی پروتکلهای دانشوران صهیون را کمی خوانده باشی می فهمی که تو هدف
چندان دوری برای آن ها نیستی و نه هیچکداممان .
وقتی جام های شراب اعراب و صهیونیست ها در آمریکا به هم می خورد ، معنی اش این است
که آن ها ( آن اعراب) کمی بیش تر فرصت خواهند داشت ! اما معاف نخواهند بود ....قطعا !
اهالی غزه بازی خور همان هایی هستند که خود را ناجی و امیدی برای حل مسئله ی فلسطین
می دانستند .
هیچ چیز دردناک تر از این نیست که هرگز زمینی نداشته باشی ... که هرگز هویتی ...
که هرگز مدافعی ...و از این بابت بر روی زمین منحصر به فرد باشی!
و دردناک تر آن که هرگز کسی نتواند آن چه را که تو نداری، درک کند !
غزه نقطه ی شروع یک فاجعه است . این جا محلی است که افکار عمومی
تست می شوند ...حساسیت زدایی صورت می گیرد تا جایی که مردم از تکرار اخبار آن
دلزده شوند و نه معترض !!
آن گاه کشتار واقعی را خواهی دید !
پس منشین اگر می خواهی دیرتر بمیری یا لاقل بهتر بمیری !!
یا اباعبدالله !

