به نام خدا !
این غزلواره را هم تقدیم میکنم به همه ی کسانی که دلشان مثل دل من آتشکده ی عشق و محبتی است . امید که مقبول افتد .
من این پیچ و خم حیــــــرانی
وای از این کشمکش پنهانی !
در دل من شــــرری بی پایان
شده ام در دل خود زندانی !
سرمن از تو به شور و مستی
و هـــــوای دل من طوفــــانی
رَستم از تنــــــهایی، تاریــکی
از فروغ تو شــــــــدم نورانی
تویی ای عشق که در توصیفت
منطق عقل ، بُوَد نادانی !
تویی ای عشق که بر دامن تو
می وزد رایحــــــه ی یزدانی
شعله ای زان قدح ربانی .
یا حق !
+ نوشته شده توسط قُمری در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
8:11 بعد از ظهر |

